عبدالله مستوفى

54

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

يك مرتبه در زمستان براى گرفتن تخفيف ، بخرج رفته و از آن مقام مقدس احكام لازم در تقويت آنها صادر مىشود ، چگونه مقاومت نمايد ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : اجاره دادن تحديد ترياك چه مضار مادى و معنوى را در بر داشته ، گذشته از اينكه با اين طرز اجاره دولت بعشر عايدات واقعى خود هم نميرسد ، مقصود مقنن نيز كه جلوگيرى از استعمال ترياك است باطل و از ميان ميرود . ولى با علمى كه بشركت شخص شما و مشار الملك با مستأجرين اين عمل دارد ، و با اين‌كه ميداند شما در اين معامله يكصد هزار تومان نقد و نسيه از شركاء خود ، يعنى از ساير مستأجرين رشوه گرفته‌ايد ، چه كند ؟ و در موقع دادن سيصد هزار تومان تخفيف بنفع مستأجرين ، چگونه براى صرفهء دولت پافشارى نمايد ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : كه محلى و پادارانه و كمك خرج و خانوارى افواج قديم بخور سركرده و صاحبمنصبان و رؤساى محاسبات قشونى ولايات است و سربازى كه 15 سال است احضار نشده ، ديگر تقاضاى ششماههء محلى نميكند ، بلكه صاحب بنيچه هم بواسطهء مرور زمان ، عوض شده ، فعلا اسم اين عنوان هم در همه جا فراموش شده است ، ولى با تصويبنامه‌هاى پىدرپى شما در پرداخت اين دو سه كرور پول مفت ، كه معلوم نيست چقدر آن بطور غير مستقيم بكيسهء مقامات عاليه ميريزد چه كند ؟ مدير ايرانى از طرز انتخابات به خوبى مسبوق ، و آنقدر قوت نفس دارد كه به تهديد و تطميع از رو نرفته « 1 » ، بر خلاف قانون اقدامى نكند ، ولى با وكلاى فرمايشى كه شما ميخواهيد براى همدستى خود در ايران فروشى تدارك كنيد ، چه كند ؟ و با وجود دستور العملهاى كتبى و شفاهى و تلگرافات رمز و كشف شما بحكام ولايات چگونه از تهديد و تطميع و فشارى ، كه براى تعيين شدن كانديداهاى شما به كار ميرود ، جلوگيرى نمايد ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : مردآباد خالصه كه هزار تومان و هزار خروار جمع خالصگى دارد و از عهدهء همين جمع هم به زور برميآيد ، با اين منال ديوانى قيمتى ندارد ، و گذشته از اين ، مجلس شوراى ملى هم ، نظر بطغيان سالار الدوله ، امر بضبط آن داده است ، ديگر همچو ملكى را كه اولا هيچ ارزش ندارد و ثانيا اول و آخرش مال دولت است ، نبايد صد هزار تومان پول داد و براى دولت خريد . اما با طمع شما چه كند كه اسلاف شما عمل قروض ارباب جمشيد را كه در دورهء وزارت خارجهء خودتان بپاى دولت قبول كرده بوديد ، با بانك تسويه كرده و ريش دولت را از دست بانك بهزار زحمت خلاص ميكنند ، و شما از كار تسويه شده رسوم ميخواهيد ، و چون عمل بالمره ختم شده و هيچ راهى براى اخذ و عمل نداريد اينموضوع را اختراع كرده ، مردآباد خالصه را كه ارباب جمشيد خوب ميداند صد دينار ارزش ندارد براى دولت به صد هزار تومان خريدارى ميكنيد ، و قيمت آن

--> ( 1 ) - « از رو رفتن » كنايه از رودرماندن و رودربايستى كردن و مجامله و مساهله است و اين كنايه در اين بيست سال اخير وارد صحبت و محاوره شده و بد تعبيرى نيست و بيشتر در موردى استعمال مىشود كه طرف با سماجت كارى را انجام نمايد و طرف ديگر را محجوب نمايد .